احمد منزوى
2174
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
به حكم من طلب . و اينجا مىافزايد بعد از آن در باطن سلطان السلاطين عبيد اللّه خان ( شيبك 940 - 946 ق ) تجلى نمود ( به وسيلهء او - كه خان به وى پيوسته بود ) و بدين مناسبت سه رباعى او را گزارش مىكند . نخستين : اى مرهم جان مرا دوا آوردى * - جان و دل خسته را شفا آوردى - از دار شفا ، شفاى آن مىجستم * - آن را تو كرم كرده به ما آوردى ( و اين جز « شرح رباعيات خان » و « بيان سلسلهء خواجگان » اوست ) . به نثر آميخته به نظم و سربندهاى « اى طالب صادق » . آغاز : الحمد للّه الذى انزل من القرآن ما هو شفا و رحمة . . . اما بعد ، بدان اى طالب صادق ، كه قرآن كه كلام محبوب حقيقىست . مشترك 3 / 1211 فهرست كارهايش ، 1552 ( 1 نسخه ) ، همانجا 11 / 847 ( نامش ) ؛ نسخهها 2 / 1196 ناشناخته ؛ نفيسى 1 / 400 فهرست كارهايش از آن ميان همين كار ؛ ايضاح المكنون 2 / 22 ناشناخته ؛ دايرة المعارف ش 18 / 267 عكس . نشريه 3 / 187 ، 232 ناشناخته ، همانجا 8 / 80 ، همانجا 9 / 82 ، 156 . ازبكستان ، تاشكند 6 / 522 ؛ 3 / 307 ( 2 نسخه ) ؛ بانكيپور 32 / 90 ؛ تركيه ، مغنيسا 116 ، 216 ؛ گنج 2 / 669 ، همانجا 4 / 2124 ، 2125 ؛ مرآت العلوم 2 / 134 . سلسلهء طريقهء . . . : سلسلهء مشايخ . . . - ارشادنامه : چهارده پيرو . سلسلهء طريقت نعمة اللّه . شاه نعمت اللّه ولى - سلسلهى مشايخ شاه نعمت اللّه . سلسلهى نقشبنديان . ضياء الدين خالد فرزند حسين شهرزورى ، ابى البهاء معروف به شيخ خالد و « مولانا خالد مجددى » ( د 1242 ق . ) از مردم سليمانيه كردستان عراق . دو يا چند زنجيرهنامهى پيران دارد . آغاز يكى از آنها : خداوندا به حق اسم اعظم . . . و دومين : الهى به حرمت آن شفيع المذنبين ، سرچشمهى صدق و صفا و سيد . . . نسخهها 2 / 1198 « سلسلهى مشايخ نقشبنديان » ( 2 عنوان ، با دو سرآغاز پيشگفته ) ، همانجا 3 / 2314 ؛ ذريعه 9 / 283 « ديوان خالد كرد » ، همانجا 21 / 69 « مشيخه : سلسلهى مشايخ نقشبنديان » ؛ مشترك 9 / 2072 « ديوان خالد كرد » ؛ استورى ، زندگى 1064 « سلسلهى طريقهى نقشبنديه » ؛ مجمع الفصحا 3 / 111 . دانشگاه 13 / 3213 « مشايخ نقشبند » ، 3214 « سلسلهى نقشبنديه » ؛ فرهنگستان ، الفبايى 1 / 186 « بيان سلسلهى خواجگان » ؛ قاهره ، دار الكتب 1 / 303 « سلسلهى طريقهى نقشبنديه » ؛ مصر ، خديويه 2 / 416 « سلسلهى طريقهى . . . » . سلسلة العارفين و تذكرة الصديقين . محمد فرزند برهان الدين مشهور به محمد قاضى سمرقندى ( د 921 ق / 1490 م ) از مريدان خواجه عبيد اللّه احرار سمرقندى ( د 895 ق / 89 - 1490 م ) . در احوال و مقامات همان خواجهء احرار . در ديباچه مىگويد : مدت دوازده سال از ملازمان ايشان بوده است ، تا ايشان به بارگاه صمدى پيوستهاند . مىگويد به خاطر گذشت بعضى از معارف و احوال و مقامات و كرامات عجيبهء ايشان از آغاز تا پايان بنگارم ، ولى فرمودند پيش از مرگ ننويس . پس از درگذشت ايشان ، از تصاريف روزگار و گردش فلك ناسازگار و امواج فتن ، در دلها جمعيتى نماند ، و اختتام به تأخير افتاده ، تا آنكه در سنه ستة عشر و تسعمايه ( 916 ق / 1510 م ) ، از خلص اصحاب خواجهء ما